روانشناسی یوگا
ماناس، آهامکارا، بودهی و چیتا
در راه یوگا، ذهن انسان یک ساختار یکپارچه و ساده در نظر گرفته نمیشود. متون کلاسیک یوگا ذهن را به چهار بُعد یا کارکرد اصلی تقسیم میکنند که هر کدام نقش متفاوتی در تجربۀ ما از خود و جهان دارند. این چهار بُعد عبارتاند از: ماناس، آهامکارا، بودهی و چیتا. شناخت این لایهها میتواند درک عمیقتری از واکنشها، تصمیمها و الگوهای ذهنی ما ایجاد کند.
ماناس؛ ذهن روزمره و دریافتکننده
ماناس بخشی از ذهن است که با اطلاعات روزمره سر و کار دارد. دریافت محرکهای حسی، افکار پراکنده، تردیدها و نوسانات ذهنی در این لایه اتفاق میافتد. وقتی ذهن ما بین چند انتخاب مدام بالا و پایین میرود یا حواسمان مدام پرت میشود، در واقع ماناس فعال است.
برای مثال، زمانی که تلفن همراهتان را کنار میگذارید اما چند دقیقه بعد دوباره ناخودآگاه سراغ آن میروید، یا وقتی بین «بگویم یا نگویم» مدام درگیر هستید، این ماناس است که ذهن را مشغول نگه داشته است.
در تمرینهای یوگا و مدیتیشن، آرامسازی ماناس یکی از اهداف اصلی است؛ چون ذهن ناآرام، اجازۀ دسترسی به لایههای عمیقتر آگاهی را نمیدهد.
البته ماناس و دیگر قسمتهای ذهن، عملکردهای متعدد و پیچیده تری دارند که در غالب صحبتها به آن اشاره میکنم.
آهامکارا؛ احساس «من» و هویت
آهامکارا به معنای «منساز» است؛ بخشی از ذهن که احساس هویت و فردیت را شکل میدهد. این لایه همان جایی است که ما خود را با نقشها، موفقیتها، شکستها و برچسبها تعریف میکنیم.
جملاتی مثل: «من همیشه اینطوریام» «من آدم ضعیفی نیستم» «باید ثابت کنم حق با من است» نمونههایی از فعالیت آهامکارا هستند.
در نگاه یوگا، آهامکارا ذاتاً منفی نیست؛ اما وقتی بیش از حد قوی شود، باعث رنج، مقایسه، رقابت افراطی و دفاعی شدن میشود. بسیاری از تعارضهای بینفردی، زمانی شکل میگیرند که آهامکارا برداشت می کند امنیت یا هویت در حال تهدید شدن است. برداشتی که میتواند گاهی کاملا نادرست باشد و گاهی تجربه ای ضروری در راه تغییر.
بودهی؛ خرد و قدرت تشخیص
بودهی بخش خردمند ذهن است؛ جایی که تشخیص، بینش و تصمیمگیری آگاهانه اتفاق میافتد. بودهی به ما کمک میکند بین واکنش هیجانی و پاسخ آگاهانه تفاوت قائل شویم.
برای مثال، وقتی کسی حرفی میزند که شما را ناراحت میکند، ماناس واکنش نشان میدهد و آهامکارا ممکن است بخواهد دفاع کند. اما بودهی وارد میشود و میگوید: «الان واکنش تند لازم نیست» «بهتر است مکث کنم و بعد پاسخ بدهم»
در یوگا، پرورش بودهی یکی از مسیرهای رهایی از رفتارهای تکانشی و تکراری است. پرورشی که میتواند در تمام طول عمرمان ادامه پیدا کند.
چیتا؛ حافظۀ عمیق و ردپای تجربیات
چیتا به لایۀ عمیق ذهن اشاره دارد که خاطرات، الگوهای ناهشیار و تأثیر تجربههای گذشته در آن ذخیره میشوند. بسیاری از واکنشهای ما، بدون آنکه آگاه باشیم، از چیتا سرچشمه میگیرند.
برای مثال، فردی که بارها طرد شده، ممکن است در روابط جدید بهسرعت احساس ناامنی کند؛ حتی اگر در ظاهر دلیلی وجود نداشته باشد. این واکنشها اغلب به حافظۀ عمیق چیتا مربوطاند.
در راه یوگا، گفته میشود پاکسازی چیتا از طریق آگاهی، تمرین و تکرار، به آزادی درونی منجر میشود.
صحبتهای مرتبط
- صحبت اول:مقدمه ای
بر روانشناسی یوگا